کنفرانس نظام اداری الکترونیکی


کنفرانس نظام اداری الکترونیکی در تاریخ ۲۴ تا ۲۶ در دانشگاه صنعتی امیر کبیر برگزار شد. این کنفرانس با شعار نظام اداری الکترونیکی ضرورت " حماسه اقتصادی" آغاز شد.
دو مقاله از اینجانب در کنفرانس پذیرفته شد و علاوه بر آن برای سخنرانی نیز بنده را مورد لطف خود قرار دادند ودقایقی را برای ارائه اینجانب در نظر گرفتند.
اما ..
اما باز هم مسائل کاری مانع از حضورم در کنفرانس شد.
هر چند به علت توجه خاص به اینجانب علاوه بر اعلام در سایت کنفرانس تا لحظات آخر پیگیر حضورم در کنفرانس بودند. ولی نتیجه ای حاصل نشد و حضور در چنین فضای علمی را نیز از دست دادم.

برنامه ریزی استراتژیک

بهار


چه فکر می کنی؟
جهان چو آبگینه ی شکسته است که
سروِ راست هم در او شکسته می نمایدت
چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ
که راه بسته می نمایدت.

زمان بی کرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمی است این درنگ درد و رنج.

به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می زند
رونده باش.
امید هیچ معجزی ز مرده نیست ،
زنده باش.

حکایت مدیریتی

مردی در کنار رودخانه‌ای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را می‌شنود و متوجه می‌شود که کسی در حال غرق شدن است. فوراً به آب می‌پرد و او را نجات می‌دهد. اما پیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری را می‌شنود و باز به آب می‌پرد و دو نفر دیگر را نجات می‌دهد. اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک می‌خواهند می‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادی می‌کند که در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از این که چند قدمی بالاتر دیوانه‌ای مردم را یکی یکی به رودخانه می‌انداخت.

ادامه نوشته

فرار از استرس

esteres.JPG

صلوات

«هرکس قدرت بر کاری که گناهان او را بپوشاند نداشته باشد، پس باید بر محمد و آل او بسیار درود فرستد، زیرا صلوات گناهان را به کلی ویران می‌کند.»

حجاب فاصله ها را برداریم و به بهار زندگیمان نزدیک تر شویم.

 

بازی

سه؛دو؛ یک...... شروع!

جانتان را بردارید و با تمام وجود بدوید.

هر کسی زود تر بمیرد برنده است!!؟

نـــــــه ...

صبر کنید بـــــــهـــار در راه است.

زندگی دوباره آغـــــاز می شود.

قانون رقابت

دو نفر شکارچی در جنگل مورد حمله گرگی واقع شدند، یکی از آن دو به سرعت کوله پشتی و بار خود را به زمین گذاشت تا راحت‌تر بدود. دیگری به او گفت: "هرچقدر خود را سبکتر کنی، باز هم نمی‌توانی از گرگ سریعتر بدوی"
شکارچی اول گفت:
من نمی‌خواهم از گرگ سریعتر بدوم، ققط اگر از تو سریعتر بدوم نجات پیدا می‌کنم!".

این است قانون بی‌رحم رقابت؛

یک قدم جلوتر بودن از رقیب عامل موفقیت

 و

یک قدم عقب افتادن باعث نابودی است.